فوتبال خود را از سال 1353 با تیم نوجوانان نساجی شروع كردم و در سال
های 54 و 55 به تیم جوانان نساجی پیوستم . در اواخر سال 55 با تشكیل تیم كیهان
قائمشهر و با توجه به انحلال تیم كارگری نساجی كه در سطح كارگری حضور پیدا می كرد
به تیم تازه تاسیس كیهان پیوستم . سال 1356 تیم كیهان به بانك تهران و بعد از
انقلاب اسلامی به بانك ملت تغییر نام داد ولی من همچنان در این تیم بازی می كردم
*** سال 1360 همراه با تیم ملی كارگران ایران كه بازیكنان ملی پوش زیادی
مثل محمد پنجعلی ( كاپیتان آن زمان تیم ملی ) ، احمد سنجری ، محمد شكورزاده ،
مرتضی یكه ، حمید علی دوستی و ... داشت در
مسابقات هندوستان شركت كردیم
*** ««« خاطره ای از همین سال : در این سال مسابقات
كارگری كشور در انزلی برگزار می شد . در بازی یك هشتم نهایی با تیم اراك بازی
داشتیم . تا قبل از آن بازی پیروز جغتاپور تمامی بازی ها را به طور ثابت در تركیب
مازندران حضور داشت . قبل از اینكه آقا رحیم دست نشان ارنج تیم را اعلام كند پیروز
جغتاپور شروع به آماده كردن خود و زدن
پماد به پای خود و سپس گرم كردن اولیه در همان رختكن می كند . حسن خوردستان به او
می گوید صبر داشته باش تا آقا رحیم تركیب را اعلام كند ولی پیروز به كار خود ادامه
می دهد . تا اینكه آقا رحیم وارد رختكن می شود و تركیب بازی را می خواند ، پیروز
جغتاپور در ارنج تیم حضور ندارد و اسكندر خاوری نژاد گلر ما شد و ...
بعد از برد در آن بازی در
مرحله بعد و بازی با اصفهان حسن خوردستان به پیروز جغتاپور می گوید برو خودت را
برای بازی آماده كن . ولی پیروز می گوید بگذارید آقا رحیم تركیب را بخواند كه این
باعث شد خنده فضای رختكن نساجی را بگیرد . البته پیروز در آن روز بازی كرد و در
انتها به مقام قهرمانی بازی ها دست پیدا كردیم . در آن مسابقات بازیكنانی چون حسین
رحمتی ، اسفند مهمان نواز ، حسن خوردستان ، محرم آقامحمدی ، اسكندر خاوری نژاد ،
غلام شاه بابایی ، خود من و ... برای مازندران بازی میكردیم . »»»
با بازگشت از مسابقات كارگری
در هندوستان ، كارخانه شماره 3 در خواست
استخدام به بنده ارائه داد و از من خواست تا تیمی را به نام نساجی شماره 3 تشكیل
دهم كه بعد از استخدام ، تیم بانك ملت به نساجی
شماره 3 تغییر نام داد .در همان زمان نساجی شماره 2 شروع به جذب بازیكنان خوب
قائمشهری از جمله حسین مسگر ساروی ، اسفند مهمان نواز ، هوشنگ تورانی ، عباس توسلی
، غلام شاه بابائی و بهروز پشتیبان كرد تا تیم نساجی شماره 2 تشكیل شد .
همین مسئله باعث شد كه هیئت ورزشی دو كارخانه
شماره 2 و شماره 3 به توافق برسند تا تیمی مستقل و متحد به نام نساجی مازندران
تشكیل شود .
از سال 1361 نساجی مازندران استارت زد ولی در ادامه
به دلیل اختلاف نظر با مدیریت باشگاه ،
چند تن از بازیكنان تصمیم به جدائی گرفتند تا اینكه تیمی به نام نفت قائمشهر را
تشكیل دادند . تیم نساجی كه 12 تن از بازیكنان خوب خودش را از دست داده بود توانست
در ادامه با بازیكنان جوان خود به قهرمانی لیگ مازندران دست پیدا كند . بنده كه در
تیم نساجی ماندم تا انتهای فوتبال خود در سال 79 ( بازی خداحافظی : بازی با استقلال تهران در جام حذفی در قائمشهر
) تنها در نساجی فوتبال بازی كردم .
در طی این سال ها آمار دقیقی از تعداد بازی ها و
تعداد گل های زده بنده وجود ندارد ولی طی این مدت بیش از 100 گل در دیدارهای رسمی
به ثمر رساندم و همواره جزء گلزن ترین
هافبك های فوتبال در ایران بودم . 3 دوره در لیگ قدس نفر دوم جدول گلزنان شدم كه
یك دوره آن در سال 1372 بعد از عباس سیمكانی كه 17 گل به ثمر رساند با 15 گل نفر
دوم شدم . در آن سال در 8 بازی پیاپی 9 گل به ثمر رساندم كه تا این لحظه در فوتبال
ایران و حتی اگر اشتبه نكنم در آسیا ركورد به حساب می آید . موفق شده بودم دروازه
دروازبانان بزرگی چون ناصر حجازی ، منصور رشیدی ، حافظ طاحونی ، علیرضا ریاضیات ،
احمد رضا عابدزاده ، جهانبخش داراپور و ... را باز كنم .
9 یا 10 بار هم به تیم ملی دعوت شدم ولی به دلیل
اینكه همواره به تیم نساجی وفادار ماندم و به تیم های مطرح پایتخت نرفتم از اردوی
تیم ملی خط می خوردم چون از تیم های شهرستانی تنها یك و حداكثر 2 بازیكن به تیم
ملی می رسیدند كه شاید از این لحاظ هم ركورد دار خط خوردن از اردوی تیم ملی باشم .
ولی من هیچگاه تعصب و عشق خودم به پیراهن نساجی را با پیراهن تیم های مطرح تهرانی
برای رسیدن به پیراهن تیم ملی عوض نكردم و به نساجی وفادار ماندم .